X
تبلیغات
انجمن تخصصی خلاصه نویسان ایران - خلیج فارس (بخش اول)

انجمن تخصصی خلاصه نویسان ایران

خلیج فارس (بخش اول)

1- اهميت خليج فارس چيست؟

 از آنجايي که بسياري مانند سيلاک و شرايبر که به ترتيب بر اين باور بودند که هر کشوري به سه منطقه کليدي يعني بحرين، عمان و يمن و يا بر شبه جزيره عربستان مسلط شود مي تواند بر جهان حکومت کند.

بر اين اساس حتي در نظريه قلب زمين (هارتلند) اهميت خليج فارس به عنوان يک راه دريايي به هارتلند مشاهده مي شود.حال با توجه به مطالب بيان شده ملاحضه مي شود که علت توجه زياد به منطقه خليج فارس در طي قرون گذشته ، اهميت ژئوپولتيک اين منطقه است که مهمترين آنها عبارتست از:

 

1- موقعيت جغرافيايي خليج فارس: در دوران گذشته به عنوان راه نزديکتر غرب به هندوستان داراي اهميت خاص بوده است ولي امروزه کشور ايران را به عنوان يک پل ارتباطي بين شرق و غرب متصل مي کند و وجود تنگه هرمز در اين منطقه خليج فارس را از اهميت ويژه اي در دنيا برخوردار کرده است.

 

2- بازار منطقه خليج فارس: خليج فارس يکي از بازارهاي مهم در زمينه هاي مواد خام ، سرمايه اي ، مصرفي ، کارگران ماهر و نيمه ماهر ، نيروهاي متخصص و.... نقش بسيار مهمي را در متعادل کردن تراز پرداخت هاي خارجي کشورهاي مختلف جهان ، به ويژه کشورهاي صنعتي و ژاپن را دارد . که مهمترين بازار در اين منطقه ، بازار نفت است.

 

3- نفت خليج فارس: منطقه خليج فارس به علت تسلط بر ذخاير عظيم نفتي ، قدرت توليد و توان صادراتي بالا و بهرمند بودن از يکي از بزرگترين کارتل هاي جهان در همين راستا يعني اوپک و با توجه به اهميت نفت در تهيه انرژي و توجه به اين مورد که عمر ساير منابع نفتي جهان 18 تا 35 سال ديگر است ولي عمر توليد نفت در خليج فارس تا 100 سال ديگر تخمين زده شده است ، بنا به اين دلايل حيات اقتصادي ، نظامي و سياسي بسياري از کشورهاي  جهان به توليد نفت حوزه خليج فارس وابسته است.

 

4-  منابع گاز در منطقه خليج فارس: استفاده از گاز طبيعي به عنوان مکمل انرژي هر روز ابعاد وسيع تري مي گيرد و از آنجايي که 23 درصد صادرات گاز جهان مربوط به اعضاي اوپک است و ايران به تنهايي يک ششم ذخاير گاز جهان را در اختيار دارد ، بنابراين خليج فارس يکي از مهمترين منابع گاز در جهان به شمار مي رود.

 

5- ساير منابع طبيعي خليج فارس: بسياري ديگر از منابع طبيعي مهم در منطقه خليج فارس وجود دارد ، مانند: مس،سنگ معدن،زغال سنگ،سرب ، روي ،نمک ،سولفورو.......... که از اين منظر هم منطقه خليج فارس داراي اهميت ويژه اي مي باشد.

 

6- اهميت خليج فارس در جنگ جهاني اول :

به طور کلي خليج فارس از چند سال قبل از شروع جنگ جهاني اول براي انگلستان از جايگاه ويژه اي برخوردار بود ، به خصوص از زمان کشف اولين چاه نفت در سال 1908 در مسجد سليمان ايران.

انگلستان در سال 1913 يعني يک سال قبل از جنگ اول تصمصيم مي گيرد تا سوخت ناوگان تجاري و جنگي خود را نفتي کند و از آنجايي که به جز مقادر محدودي نفت در برمه ، نفت زيادي نداشت، چشم طمع به نفت خليج فارس بسته بود. 

7- اهميت خليج فارس در جنگ جهاني دوم :

1-شوروي توسط هيتلر اشغال شد.

2- اشغال شوروي راهي بود براي هيتلر جهت به دست آوردن نفت باکو، پيشروي به سوي ايران و خليج فارس و تسلط بر منابع نفتي شبه قاره هند. در واقع نظرات سيلاک و شرايبر تحقق پيدا مي کرد.

3- اشغال ايران توسط متفقين با هدف  ارسال کمک به شوروي ، کنترل مناطق نفتي و فرودگاه ها، ايجاد يک کمربند امنيتي از شرق به غرب و...

4- به واسطه اين کمک ها و مسائل ، هيتلر در شوروي شکست خورد.  

 

8- منافع انگلستان در خليج فارس قبل از ترک آنجا:

الف) در حدود يک سوم از صنايع انگلستان با انرژي نفت تامين مي شدند و از آنجايي که در خود انگلستان نفت زيادي وجود نداشت و انگليس 64% از نفت خود را از مناطق خليج فارس تامين مي کرد ، از دست دادن اين منابع نفتي ، بخش اعظمي از صنايع انگلستان را فلج مي کرد.

ب) سرمايه گذاري انگلستان در منطقه رقمي معادل 2000 ميليون پوند بود.

ج) مواد اوليه را از خود اين کشورها مي گرفت و کالاهاي توليد شده را به خود اين کشورها صادر مي کرد.

د)سود سرشاري را از تجارت نامرئي خود(جهانگردي،ذخيره ارزي کشورهاي مذبور در انگلستان، حقوق مشاوران نظامي و غير نظامي و نظاير آن) در اين منطقه بدست مي آورد. شايان ذکر است که 4500 شعبه بانک انگليسي و 70000 نفر کارمند غيرنظامي به کارهاي گوناگون در اين منطقه اشتغال داشتند.

ه)ميزان درآمد حاصل از نفت کشورهاي نفت خيز خليج فارس بسيار بالا بود.

 

2- دلايل اهميت تنگه هرمز چيست؟

الف) عدم وجود جايگزين براي اين تنگه: از آنجايي که در کوتاه مدت و ميان مدت جايگزيني براي تنگه هرمز در امر صدور نفت و سپس ورود کالا از کشورهاي صنعتي وجود ندارد از اين رو ايجاد امنيت در اين منطقه نه تنها براي ايران وعمان بلکه براي ساير دولت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي مهم مي باشد.

 

ب) بعد از پيروزي انقلاب اسلامي کنترل غير مستقيم آمريکا بر تنگه هرمز از بين رفت و وقتي ايران اعلام کرد در صورت به خطر افتادن منافع حياتي خود ممکن است تنگه هرمز را ببند ، آمريکا اقدام به ايجاد پايگاه هاي متعدد در عمان نمود .

 

ج) در زمان حاضر تنگه هرمز توسط دو قدرت منطقه اي و برون منطقه اي کنترل مي شود . ايران به عنوان قدرت منطقه اي ساحل شمالي ، آمريکا و انگليس هم با کمک عمان ساحل جنوبي تنگه را کنترل مي کنند.

 

د) طبق موافقتنامه بين ايران و عمان حفظ امنيت تنگه هرمز و نظارت بر تردد دريايي آن به طور مشترک به عهده دو دولت قرار دارد.

 

ه) اقتصاد ايران و جهان با بسته شدن تنگه هرمز متزلزل مي گردد، زيرا بخش اعظم نفت منطقه از اين تنگه وارد بازار جهاني مي شود. تنها 20% از نفت خليج فارس از طرق لوله صادر مي شود .

3- از نقطه نظر ايران ويژگي هاي تنگه هرمز چيست؟

الف) مرکز عبور نفت ايران است.

ب)بخش اعظم تجارت ايران از اين تنگه عبور مي کند.

ج)تسلط بر تنگه هرمز بر پرستيژ جهاني ايران مي افزود.

4- تاثير تنگه هرمز بر روابط ايران با عمان چگونه بود؟

انگليس از شرق سوئز خارج شد ولي شوروي در پي نفوذ در منطقه بود از اين رو با عراق و کمک کردن به جنبش ظفار در عمان سعي کرد بر اين منطقه کنترل يابد ، در اين زمان بود که ايران اعلام کرد که آماده است از کشورهاي جنوبي خليج فارس دفاع نمايد در همين راستا ايران در سال 1352 به درخواست عمان از ايران براي جنگ با ظفار پاسخ مثبت داد. نيروهاي خود را به آنجا فرستاد ولي به علت واکنش کشورهاي عربي به صورت صوري و در باطن به منظور جايگزين کردن نيروهاي جديد ، نيروهاي قبلي را از عمان خارج نمود و تا روي کار آمدن دولت بازرگان ، عمان يکي از پايگاه هاي حفاظت از تنگه هرمز براي ايران بود.

5- تاثير تنگه هرمز بر روابط ايران با عربستان چگونه بود؟

تا زمان حضور انگلستان در منطقه ، عربستان براي ايران به عنوان يک رقيب مطرح نبود و عراق بيشتر جنبه يک رقيب جدي را براي ايران داشت ، از طرف ديگر بعد از سال 1971 عربستان به عنوان يکي از پايه هاي نظريه دوستوني نيکسون در کنار ايران بود که اين امر به نوعي سياست هاي هر دو کشور همگون مي کرد. ولي با گذشت زمان و با حضور نظامي ايران در عمان، تسلط ايران بر تنگه هرمز ، توان بالاي نظامي شاه ايران و اهميت کمي نفت ، اين ترس را در دل عربستان ايجاد کرد که اولا شايد صدور نفت عربستان منوط گردد به خواست ايران و ثانيا ممکن بود با سقوط شيخ نشين ها سيستم حکومتي قبيله اي عربستان نيز متزلزل شود .از اين رو عربستان بر خلاف پيشنهاد ايران جهت ايجا يک پيمان امنيت دسته جمعي ، پيشنهاد يک پيمان دفاعي دسته جمعي را بدون حضور ايران و عراق به شش کشور داد و در اين راستا با عجله برخي از اختلافات مرزي خود را با اين شش کشور حل و فصل کرد و در سال 1983 در اوج جنگ ايران وعراق شوراي همکاري خليج فارس را با عضويت شش کشور تشکيل داد.

شايان ذکر است که پيمان 2+6 (شش کشور عضو شوراي همکاري خليج فارس به همراه سوريه و مصر) براي دولت ايران نشاني از کوشش عربستان براي منزوي کردن ايران در منطقه بود.  دولت ايران هم با روي کار آمدن آقاي خاتمي تلاش هايي را جهت خارج شدن از اين انزوا انجام داد.

6- تاثير تنگه هرمز بر روابط ايران با عراق چگونه بود؟

به طور کلي در زمان جنگ ميان ايران و عراق ، ايران تنگه هرمز را بر عراق بست و اجازه رفت و آمد نفتکشهاي عراقي را در تنگه نداد و اين امر دو پيامد براي عراق داشت:

الف) عراقي ها مجبور شدند در اين راستا دست به ايجاد خط لوله هايي جديد براي انتقال نفت از سمت سوريه و ترکيه بزنند که در نهايت به دليل اختلافات با سوريه به ترکيه بسنده کردند.

ب) مجبور شدند نفتکشهاي خود را از مسيرهايي ديگر و با پرچم هايي ساير کشورها عبور دهند.

شايان ذکر است ميل و خواست عراق براي دسترسي به سواحل مناسب در خليج فارس انگيزه اي مهم در حمله به خاک کويت در سال 1991 بود که اين حمله در نهايت امر شکست خورد.

7- عواملي که در روزهاي پاياني جنگ جهاني اول بر موقعيت انگلستان در خليج فارس تاثير گذاشت را نام ببريد و توضيح دهيد ؟

1- انقلاب اکتبر 1917 – تبليغات ضد استعماري – شورش در کشورهاي مستعمره.

2- ورود آمريکا به صحنه سياست بين المللي به عنوان يک رقيب غير مستعمراتي.

3- از بين رفتن امپراطوري هايي بزرگ همچون آلمان ،اتريش و عثماني و ايجاد مستعمراتي جديد براي انگلستان تحت نام قيموميت.

4- ورود فرانسه به عنوان يک رقيب مستعمراتي ضعيف تر.

8- دلايل اصلي خروج نيروهاي انگليسي از شرق کانال سوئز چه بود؟

1- استقلال هندوستان.

2- به قدرت رسيدن رژيم کمونيستي در چين.

3- ايجاد دشمني اعراب با انگلستان به واسطه تحويل فلسطين به اسرائيل توسط انگليس.

4- ملي شدن صنعت نفت در ايران.

5- از دست رفتن حمايت آمريکا به صورت مقطعي در جنگ کانال سوئز براي انگلستان.

6- سقوط حکومت سلطنتي ملک فيصل در عراق.

7- استقلال کويت.

8- اغتشاشات در بحرين عليه انگلستان.

 

9- چه اقداماتي انگلستان قبل از خروج نيروهاي خود از خليج فارس در منطقه به عمل آورد؟

الف) انتخاب ايران به عنوان يک نيروي قوي در منطقه و به عنوان ژاندارم منطقه.

ب) ايجاد اتحاديه اي از شيوخ منطقه که تحت عنوان امارات متحده عربي تشکيل گرديد.

ج) استخدام خصوصي برخي از افسران بازنشسته انگليسي در شيوخ منطقه.

د) گماردن قابوس پسر سعيد ابن تيمور سلطان پير عمان به عنوان پادشاه عمان به منظور ايجاد حق استفاده انگلستان از فرودگاهاي نظامي سلاله و مطروحه و تبديل جزيره مصيره به پايگاه نظامي انگلستان.

ه) ادغام عمان و مسقط در يکديگر به منظور ايجاد ژاندارم ديگري براي حفظ منافع دولت هاي غربي در تنگه هرمز.

 10- هشت مورد از تبعاتي را که به واسطه انقلاب ايران براي آمريکا در منطقه به وجود آمد را بنويسد؟

1-       از دست رفتن پايگاه هاي جاسوسي آمريکا در منطقه.

2-       انحلال کامل پيمان سنتو.

3-        کاهش حجم صادرات نفت ايران و افزايش قيمت نفت در سطح جهاني.

4-       کاهش صادرات کالاهاي نظامي و غير نظامي به ايران.

5-       به خطر افتادن امنيت تنگه هرمز.

6-       بي اعتبار شدن آمريکا در منطقه.

7-       امکان صدور انقلاب اسلامي به ساير کشورهاي منطقه.

8-       از دست رفتن ژاندارم منطقه براي آمريکا.

11- سياست هاي ايالات متحده آمريکا در خليج فارس را بعد از پيروزي انقلاب اسلامي را به اختصار  بنويسيد ؟

1-       به دنبال جايگزيني براي ايران به منظور حفاظت از منافع اقتصادي و نظامي آمريکا.

2-       گرايش به عربستان به عنوان اولين اولويت آمريکا به عنوان حافظ منافع خويش.

3-       گسترده کردن سلطه خود در ساير کشوره هاي منطقه به منظور جلوگيري از حوادثي مانند انقلاب ايران.

4-       بيشتر شدن بازديد هاي مستمعر نيروي دريايي آمريکا از بنادر کشورهاي دوست و به طور کلي از منطقه.

5-       طرح ريزي مانور و همکاري هاي مشترک نظامي با دولت هاي محلي.

6-       توسعه پايگاه هاي خود در کشورهاي منطقه.

7-       داشتن توافق هايي محرمانه با شوروي در چارچوب "اجلاس سران دو کشور" .

8-       دخالت آمريکا در جنگ عراق و ايران به ويژه در طي سالهاي 66  تا 68 .

9-       سهيم کردن کشورهاي صنعتي بلوک غرب در مسائل منطقه.

10-   ايجاد يک نيروي خاورميانه اي جديد مانند نيروهاي واکنش رسيع .

11-   مسلح کردن کشورهاي تحت تسلط خود، به ويژه عربستان به منظور ضربه زدن به ايران.

12-   ايجاد کمربند امنيتي در راستاي اجراي دکترين کسينجر-نيکسون که بکارگيري منابع محلي را تجويز مي کرد.

12- چرا آمريکا پس از سقوط پهلوي دوم به دنبال ايجاد يک کمربند امنيتي در منطقه بود؟ نقش کشورهاي منطقه را در اين امر چگونه ارزيابي مي کنيد؟

در اين راستا آمريکا دو هدف را دنبال مي کرد:

الف) آمريکا به مظور تقويت عربستان بايستي به جلب حمايت کشورهاي ديگر از عربستان مي پرداخت تا به هنگام وقوع بحران براي عربستان به حمايت از عربستان بپردازند.

ب) با ايجاد اين کمربند امنيتي از پاکستان تا مصر مي توانست يک پرده آهنين به دور انقلاب ايران ايجاد کند.

نقش پاکستان در اين کمربند امنيتي:

1-       اهميت استفاده از پايگاهها و بخصوص بنادر پاکستان و فرودگاه کراچي به منظور افزايش نفوذ آمريکا در منطقه .

2-       عدم تمايل رژيم پاکستان به همکاري علني با آمريکا به منظور برانگيخته نشدن حساسيت شوروي.

3-    همکاري علني آمريکا و پاکستان مي توانست موجب همکاري نظامي عربستان و پاکستان شود و اين امر راه را براي ايجاد يک اتحاد نظامي منطقه اي فراهم مي آورد.

نقش مصر در اين کمربند امنيتي:

1-       مصر به موجب پيمان کمپ ديويد و پيمان جداگانه صلح ميان مصر و اسرائيل در سال 1979، بسيار مورد انزواي کشورهاي عربي قرار داشت.

2-       آمريکا با بزرگ جلوه دادن خطر انقلاب اسلامي و شوروي، سعي کرد مصر را به جامعه عرب بازگرداند.

3-    مصر برخلاف ساير کشورهاي عربي خليج فارس داراي ساختار و امکانات مناسب تري بود و بهترين گزينه ژاندارم منطقه شدن به جاي ايران ارزيابي مي شد.

4-       طبق مورد اول و بدليل عدم محبوبيت مصر در جامعه عرب ، بار ديگر آمريکا نتوانست در سياست دوستوني خود جايگزيني مناسب براي ايران پيدا کند.

نقش عمان در اين کمربند امنيتي:

در نتيجه قراردادي در سال 1980 که بين عمان و آمريکا به امضا رسيد ، برطبق آن تجهيزات نظامي و نيروهاي آمريکايي مانند تانک وغيره اجازه يافتند در خاک عمان مستقر شوند و از خدمات تعميراتي برخوردار گردند.

در فرآيند اين تصميم گيري،عمان از ساير کشورهاي شبه جزيره عربستان ، به علت عدم حضور گسترده فلسطيني ها در کشورش ، آزادي عمل بيشتري داشت.

نقش بحرين در اين کمربند امنيتي:

بحرين يکي از مراکز مهم نيروهاي دريايي آمريکا در خاورميانه بود.

نقش مساله اسرائيل و فلسطين در اين کمربند امنيتي:

1-    حضور آمريکا  و سربازان آمريکايي يعني ابرقدرت حامي اسرائيل ، بر ضد رژيم هاي موجود منطقه تعبير مي شدو اين امر راه را براي مبارزه جنبش هاي انقلابي باز مي کرد.

2-       کوشش هاي آمريکا در حل مسئله فلسطين و اسرائيل ناموفق بود.

13- دکترين دوستوني :Twin pillar policy (طبق جزوه خاورميانه دکتر شريعتي)

اززمان به قدرت رسيدن ريچارد نيکسون درژانويه 1969 تغيير جهتي درسياست آمريکا درمنطقه خاورميانه مشاهده شد که بدين ترتيب آمريکا ازسياست پيشين خود مبني برايجاد کمربندهاي امنيتي ودفاعي به سمت اتکاء به کشورهاي منطقه حرکت کرد.

دراين سياست ايران به عنوان قدرتمندترين وبزرگترين قدرت منطقه مورد توجه آمريکا قرار گرفت وشاه بواسطه دوستي نزديک با نيکسون وهمچنين تمايل به بلندپروازي وايفاي نقش برتر درمنطقه مجري يکي ازپايه هاي اين سياست که پايه نظامي بود انتخاب شد. مقامات آمريکا عربستان رانيز بعنوان پايه اقتصادي اين سياست برگزيدند ومعتقد بودند همکاري بين ايران وعربستان مي تواند منجر به ايجاد امنيت درمنطقه وجلوگيري از نفوذ کمونيسم مي شود . دکترين دوستوني يا به اسامي دکترين نيکسون کسينجر ودکترين گوام ناميده مي شود در22ژوئيه 1969 ازسوي نيکسون درمسير سفربه فيليپين ودرجزيره گوام اعلام شد. نيکسون دراين سفر اعلام کرد آمريکا منافع منطقه اي خود را با استفاده از دوستان ومتحدان منطقه اي وبدون مشارکت مستقيم خود تامين وحفظ خواهد کرد برهمين اساس پس ازخروج انگليس ازمنطقه درسال 1971 ترتيبات امنيتي جديدي بانام سياست دوستوني بامشارکت ايران وعربستان شکل گرفت . اساس دکترين نيکسون برتقويت ايران وعربستان متکي بود به نحوي که ايران باموافقت وهمکاري عربستان بتواند بصورت يک قدرت منطقه اي عمل کند وبه عبارت بهتر ژاندارم يا پليس منطقه باشد. آمريکا دراين راستا کمکهاي نظامي قابل توجهي رابه هردوکشور ايران وعربستان اعطا کرد . دراجراي سياست دو ستوني ايران بعنوان ستون نظامي وعربستان بعنوان ستون اقتصادي ولجستيک ايفاي نقش مي کردند انتخاب اين دوکشور با دلايل محکمي ازسوي آمريکا همراه بود چراکه ازسويي ايران داراي بيشترين ساحل مشترک باخليج فارس ، پرجمعيت ترين کشور منطقه ، داراي ارتشي بزرگ وآموزش ديده وتوانمند بود وداراي سابقه طولاني ودرخشان بعنوان قدرت بلامنازع خليج فارس بود. افزون براين شاه داراي روابط نزديک با نيکسون بود ازسويي ديگر عربستان بعنوان بزرگترين توليد کننده نفت دراوپک ومنطقه داراي توان مالي قابل توجهي بود ونفوذ بسيار زيادي برکشورهاي عرب منطقه داشت عربستان دراين ترتيبات امنيتي عاملي بود که مي توانست بخشي ازمشکلات ايران که ناشي ازعدم پذيرش از سوي عرب ها بود راحل وفصل ومديريت کند. درراستاي سياست دوستوني آمريکا درسال 1972 ايران سفارش خريد سلاح به مبلغ 2/2 ميليارد دلار رابه آمريکا داد که تاآن  تاريخ اين بزرگترين معامله تسليحاتي جهان محسوب مي شد اين معامله شامل خريد 175 جت جنگنده ، 500 بالگرد وصدها موشک بالستيک بود. پيامد تقويت نظامي ايران درسياست خارجي کشور انجام چندعمليات آشکار وپنهان درکشورهاي ديگر بود که ازآن جمله حمايت ايران ازکردهاي شورشي درعراق ، سرکوب شورش ظفار درعمان ، ارسال اسلحه به ويتنام شمالي وسومالي ، حمايت از اردن ويمن شمالي ازجمله مصاديق ژاندارمي ايران درمنطقه بود. وقوع انقلاب اسلامي درايران منجر به فروپاشي دکترين سياست دوستوني شد. 

 

 منبع : کتاب خلیج فارس و مسائل آن نوشته دکتر همایون الهی ، نشر قومس

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 18:24  توسط سروش  |